چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
مقدمه 5
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
منبع و ماخذ براى روشن شدن تاريخ دورهء بايندرى و رفتوآمد خارجيان به كشور ما است . سفرنامههاى ونيزيان در ايران به زبان فارسى ترجمه شده است 4 و از خلال مطالب آنها ، مشكلات اقتصادى اروپا بواسطهء مسدود شدن راهء تجارت اروپا و مشرقزمين بوسيلهء دولت عثمانى مشخص مىگردد . ممالك غربى آن زمان درصدد بودهاند كه شايد به كمك حكومت وقت ايران بتوانند از سد اين مشكلات بگذرند و تا حدى جلوى پيشرفت سپاهيان عثمانى را در داخل اروپا بگيرند . بعدها با روى كار آمدن دولت صفوى در ايران و پيدا شدن يك سلسله كشمكشهاى سياسى و ارضى و رسميت يافتن تشيّع به عنوان مذهب رسمى ايران ، جدال و ستيز و جنگهاى طولانى و كشتارهاى هولناكى در داخل دو كشور مسلمان و همسايه اتفاق افتاد كه موجب زيانهاى زياد دو كشور و نفوذ يافتن بيگانگانى شد كه درصدد بهرهبردارى ازين اختلافات بودند . شايد بتوان گفت واقع شدن دولت نيرومند عثمانى بين ايران و اروپا ، بعدها باعث عقبافتادگى و تيرهروزى كشور ما از تحولات علمى و نظامى و پيشرفت صنايع و ساير فنون گرديد . اين عقبافتادگى بخصوص از لحاظ پيشرفت علوم و اختراعات جديد در زمينههاى علمى را ديگر نتوانستيم جبران كنيم . بعلاوه ضررهاى سياسى ، اقتصادى و معنوى آن نيز در دورههاى بعد همچنان بيشتر شد و روزبروز اثرات آن ظاهر گرديد . روزى كه جنگهاى ايران و روس در دورهء فتحعليشاه شروع شد آن روز به اهميت اين عقبافتادگى واقف شديم . هم دولت عثمانى و هم كشور ايران از غافلهء پيشرفتهاى اروپائى عقب افتادند و ديگر نتوانستند درصدد جبران آن برآيند و دورانديشهاى قايممقام و تدبير ميرزا تقى خان امير كبير هم نتوانست چارهگشاى اين راه در كشور ما بشود . همچنانكه يادآورى شد مسدود شدن راههاى درياى مديترانه به طرف شرق و راههاى زمينى از طريق امپراطورى عثمانى بزرگترين صدمهء اقتصادى را متوجهء چند كشور و دولتهاى خودمختار اروپائى از قبيل ، ونيز ، ژن و ايتاليا كرد و مقدمات برترى و سلطهجوئى چندين كشور ديگر از قبيل اسپانيا ، فرانسه ، پرتقال و انگلستان را در عرصهء درياها فراهم ساخت 5 . كشف راه تازهاى به هندوستان از طريق دماغهء اميدنيك در افريقا ، دول اروپائى را به بحرپيمائى و ساختن سفينهها و كشتيهاى بزرگ وادار ساخت و هر دولتى كه داراى اين امتياز مىگرديد ، مسلما برترى دريائى از آن وى مىشد . بعد از آن درياها عرصه رقابت و كشمكشهاى زيادى گرديد . با رابطه با همين موضوع ابتدا پرتقاليها و اسپانيوليها و بعد فرانسويها و سپس انگليسها مالك الرقاب درياها گشتند تا پاى آنان به خليج فارس گشوده